تبليغاتX
پنجره احساس - حسرت
به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش نگیرد

حسرت

رو سنگ قبر عشق من شعری نبوده از کسی

شاعرمن کسی نبود جز گریه و دلواپسی

اشکی نشست اسم منو رو یادگار آخرم

حالا دیگه خوب میدونم از همیشه تنهاترم

گوشی نبود که بشنوه حرف دل شکسته رو

عشقی نبود عاشق کنه من همیشه خسته رو

رفیق ناب بی کسیم  حسرت و اندوه و غمه

امید زنده بودنم نقطه ای کور و مبهمه

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 ساعت 18:46 توسط یاسمن |

>