تبليغاتX
پنجره احساس - خاطرات
به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش نگیرد

خاطرات

 

تو را می خوانم و تا نهایت سپاس پیش می روم

هنگامی که لحظه لحظه ی خاطراتم را مرور می کنم

تو را می بینم که همیشه در کنارم بودی و مرا تا سبزترین

کلبه ی زندگی و بهاری ترین فصل نگاه کردی.گویی من و تو

در اوج احساس در آسمان خیالمان از دنیا دور می شدیم وپرواز

را از فراز ابرهای پاک اندیشه مان در کنار رنگین کمانی از مهر آغاز

می کردیم.

نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 23:11 توسط یاسمن |

>