تبليغاتX
پنجره احساس
به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش نگیرد

آشیانه ی عشق

 

به نرمی یک پر پرواز

                         به خوش عطری یک نسیم

                        و به آرامی گامهای معلق لک لک

در دل بیقرار من آشیانه ساختی و زردی رخسارم را با مهربانی هایت گلگون ساختی.

ای شبگرد کوچه های خلوت دل من برایم فانوس بیاور.فانوسی از جنس نگاه های پر نورت

فانوسی از جنس سپیده که روشنایی اش تا فراسوی امروزهایم را روشن کند. 

نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 13:2 توسط یاسمن |

دوستت دارم

اگر سلطنت بلد نباشم سلطنت نمی کنم...اگر زندگی بلد نباشم زندگی نمی کنم...

اما اگه دوست داشتن بلد نباشم به خاطر تو یاد می گیرم...

پلکهای مرطوب مرا باور کن این باران نیست که می بارد صدای خسته ی من است

که از چشمانم بیرون می ریزد...

عاشقی را شرط اول ناله و فریاد نیست تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست

عاشقی مقدور هر عیاش نیست غم کشیدن صنعت نقاش نیست...

نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 23:27 توسط یاسمن |

خاطرات

 

تو را می خوانم و تا نهایت سپاس پیش می روم

هنگامی که لحظه لحظه ی خاطراتم را مرور می کنم

تو را می بینم که همیشه در کنارم بودی و مرا تا سبزترین

کلبه ی زندگی و بهاری ترین فصل نگاه کردی.گویی من و تو

در اوج احساس در آسمان خیالمان از دنیا دور می شدیم وپرواز

را از فراز ابرهای پاک اندیشه مان در کنار رنگین کمانی از مهر آغاز

می کردیم.

نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 23:11 توسط یاسمن |

عشق پاک

در مکتب ما رسم فراموشی نیست

در مسلک ما عشق هم آغوشی نیست

مهر تو اگر به هستی ما افتاد

هرگز به سرش خیال خاموشی نیست

               

 

نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 12:58 توسط یاسمن |

تو

تو همان عابری هستی

که با گامهایت خزان دلم را بهار عشق کردی

تو تکرار بارانی

و نگاهت تابلوی قشنگ شبی زیباست

که مرا می خواند

نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 12:49 توسط یاسمن |

یاد بود

بگیر از من تو این دل یاد بودی

        که تنها لایق این دل تو بودی

             هزاران خواستند این دل بگیرند

                      ندادم چون عزیز دل تو بودی

نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 12:43 توسط یاسمن |

عشق

ترس از عشق ترس از زندگی است

آنان که از عشق می گریزند

مردگانی بیش نیستند

 

 

  هر وقت دلتنگت می شم میام پشت در قلبت

هی در میزنم


پس هر وقت قلبت میزنه

بدون دلم برات تنگ شده

نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 15:42 توسط یاسمن |

آرزو

تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست

حاجت به بیان نیست که آرزوی تو پیداست

من تشنه ی یک لحظه تماشای تو هستم

افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست

نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 15:9 توسط یاسمن |

>